فردوسی
فردوسی: بزنید مرا- سنگپاره و تپانچه و تازیانههای شما بر من هیچ نیست. من شما را نستودهام و پدران شما را از گمنامی به درنیاوردم. من نام شما را که بر خاک افتاده بود، دست نگرفتم و تا سپهر نرساندم. شما را گنگ میخواندند و من شما را از هوش و هنر سر برنفراختم و پارسی پدرانتان را که خوارترین میانگاشتند، زبان اندیشه نساختم. ترکههای شما مرا نوازش است و دوالها پر سیمرغ. من چهره شما را که میان توری و تازی گم شده بود، آشکار نکردم و سرزمین ازدسترفته شما را به جادوی واژهها بازپس نگرفتم و در پای شما نیفکندم. بزنید که تیغ دشمنم گواراتر پیش دشنام مردمی که برایشان پشتم خمید و مویم به سپیدی زد و دندانم ریخت و چشمم ندید و گوشم نشنید.»

0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home