Friday, November 6, 2020

the very best

 ساعت سه و‌نیم شب، زنی به من تلفن زد که قصد خودکشی داشت!

اما کنجکاو بود که بداند نظر من در این باره چیست. با تمام قدرت نظر مخالفم را با این راه حل بیان کردم و سی دقیقه کامل برای او حرف زدم. 
در نهایت گفت به جای این‌که به زندگی اش خاتمه بدهد، به دیدن من به بیمارستان خواهد آمد.
اما وقتی مرا دید متوجه شدم که حتی یک کلمه از حرف های من، در او اثر نکرده. 
تنها دلیل‌اش برای خودکشی نکردن این بود که تلفن او در نیمه شب، نه تنها من را عصبانی نکرده، بلکه در نهایت شکیبایی، سی دقیقه هم برایش حرف زده بودم. 
به این ترتیب او پی برده بود که دنیایی که در آن چنین از خودگذشتگی اتفاق می‌افتد، به یقین ارزش زیستن دارد.
ما و برخورد های ما، هنوز هم می‌توانند از زیبایی های این دنیا باشند.


0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home